فال حافظ روزانه چهار شنبه 14 مرداد 1405 ، ویژه متولدین فروردین ، غزل حافظ شماره 302
خوش خبر باشي اي نسيم شمال ، که به ما مي رسد زمان وصال قصه العشق لا انفصام لها ، فصمت ها هنا لسان القال مالسلمي و من بذي سلم ، اين جيراننا و کيف الحال عفت الدار بعد عافيه ، فاسالوا حالها عن الاطلال في جمال الکمال نلت مني ، صرف الله عنک عين کمال يا بريد الحمي حماک الله ، مرحبا مرحبا تعال تعال عرصه بزمگاه خالي ماند ، از حريفان و جام مالامال سايه افکند حاليا شب هجر ، تا چه بازند شب روان خيال ترک ما سوي کس نمي نگرد ، آه از اين کبريا و جاه و جلال
حافظا عشق و صابري تا چند
،
ناله عاشقان خوش است بنال
تعبیر:
پیک شادی و خوشبختی از راه می رسد و بهار زندگی به تو طراوت و شادی می بخشد. صبور باش و به ایمان خود اتکا داشته باش که به زودی شاهد آرزو را در بر خواهی گرفت.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 14 مرداد 1405 ، ویژه متولدین اردیبهشت ، غزل حافظ شماره 63
روي تو کس نديد و هزارت رقيب هست ، در غنچه اي هنوز و صدت عندليب هست گر آمدم به کوي تو چندان غريب نيست ، چون من در آن ديار هزاران غريب هست در عشق خانقاه و خرابات فرق نيست ، هر جا که هست پرتو روي حبيب هست آن جا که کار صومعه را جلوه مي دهند ، ناقوس دير راهب و نام صليب هست عاشق که شد که يار به حالش نظر نکرد ، اي خواجه درد نيست وگرنه طبيب هست
فرياد حافظ اين همه آخر به هرزه نيست
،
هم قصه اي غريب و حديثي عجيب هست
تعبیر:
در راهی که قدم نهاده ای هزاران رقیب داری که باید از میدان به در کنی. احساس غریبی می کنی اما به همین زودی چشمت به جمال یار روشن می شود و همگان برای اینوصل جشن خواهند گرفت. هیچ دردی نیست که درمان نداشته باشد. طبیب درد تو هم رسیدن به یار است.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 14 مرداد 1405 ، ویژه متولدین خرداد ، غزل حافظ شماره 59
دارم اميد عاطفتي از جانب دوست ، کردم جنايتي و اميدم به عفو اوست دانم که بگذرد ز سر جرم من که او ، گر چه پريوش است وليکن فرشته خوست چندان گريستم که هر کس که برگذشت ، در اشک ما چو ديد روان گفت کاين چه جوست هيچ است آن دهان و نبينم از او نشان ، موي است آن ميان و ندانم که آن چه موست دارم عجب ز نقش خيالش که چون نرفت ، از ديده ام که دم به دمش کار شست و شوست بي گفت و گوي زلف تو دل را همي کشد ، با زلف دلکش تو که را روي گفت و گوست عمريست تا ز زلف تو بويي شنيده ام ، زان بوي در مشام دل من هنوز بوست
حافظ بد است حال پريشان تو ولي
،
بر بوي زلف يار پريشانيت نکوست
تعبیر:
از انجام کاری نادم و پشیمان هستی و امید به بخشایش داری. به صداقت و خلوص نیت خود امیدوار باش تا جبران مافات شود.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 14 مرداد 1405 ، ویژه متولدین تیر ، غزل حافظ شماره 257
روي بنما و مرا گو که ز جان دل برگير ، پيش شمع آتش پروا نه به جان گو درگير در لب تشنه ما بين و مدار آب دريغ ، بر سر کشته خويش آي و ز خاکش برگير ترک درويش مگير ار نبود سيم و زرش ، در غمت سيم شمار اشک و رخش را زر گير چنگ بنواز و بساز ار نبود عود چه باک ، آتشم عشق و دلم عود و تنم مجمر گير در سماع آي و ز سر خرقه برانداز و برقص ، ور نه با گوشه رو و خرقه ما در سر گير صوف برکش ز سر و باده صافي درکش ، سيم درباز و به زر سيمبري در بر گير دوست گو يار شو و هر دو جهان دشمن باش ، بخت گو پشت مکن روي زمين لشکر گير ميل رفتن مکن اي دوست دمي با ما باش ، بر لب جوي طرب جوي و به کف ساغر گير رفته گير از برم وز آتش و آب دل و چشم ، گونه ام زرد و لبم خشک و کنارم تر گير
حافظ آراسته کن بزم و بگو واعظ را
،
که ببين مجلسم و ترک سر منبر گير
تعبیر:
با دوستان، صمیمی و با نزدیکان، یکرنگ باش و زندگی را با آسودگی و راحتی طی کن. به دوستان کمک کن تا در لحظات بحرانی به کمک تو بشتابند. در زندگی خانوادگی سختگیر نباش.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 14 مرداد 1405 ، ویژه متولدین مرداد ، غزل حافظ شماره 329
جوزا سحر نهاد حمايل برابرم ، يعني غلام شاهم و سوگند مي خورم ساقي بيا که از مدد بخت کارساز ، کامي که خواستم ز خدا شد ميسرم جامي بده که باز به شادي روي شاه ، پيرانه سر هواي جوانيست در سرم راهم مزن به وصف زلال خضر که من ، از جام شاه جرعه کش حوض کوثرم شاها اگر به عرش رسانم سرير فضل ، مملوک اين جنابم و مسکين اين درم من جرعه نوش بزم تو بودم هزار سال ، کي ترک آبخورد کند طبع خوگرم ور باورت نمي کند از بنده اين حديث ، از گفته کمال دليلي بياورم گر برکنم دل از تو و بردارم از تو مهر ، آن مهر بر که افکنم آن دل کجا برم منصور بن مظفر غازيست حرز من ، و از اين خجسته نام بر اعدا مظفرم عهد الست من همه با عشق شاه بود ، و از شاهراه عمر بدين عهد بگذرم گردون چو کرد نظم ثريا به نام شاه ، من نظم در چرا نکنم از که کمترم شاهين صفت چو طعمه چشيدم ز دست شاه ، کي باشد التفات به صيد کبوترم اي شاه شيرگير چه کم گردد ار شود ، در سايه تو ملک فراغت ميسرم شعرم به يمن مدح تو صد ملک دل گشاد ، گويي که تيغ توست زبان سخنورم بر گلشني اگر بگذشتم چو باد صبح ، ني عشق سرو بود و نه شوق صنوبرم بوي تو مي شنيدم و بر ياد روي تو ، دادند ساقيان طرب يک دو ساغرم مستي به آب يک دو عنب وضع بنده نيست ، من سالخورده پير خرابات پرورم با سير اختر فلکم داوري بسيست ، انصاف شاه باد در اين قصه ياورم شکر خدا که باز در اين اوج بارگاه ، طاووس عرش مي شنود صيت شهپرم نامم ز کارخانه عشاق محو باد ، گر جز محبت تو بود شغل ديگرم شبل الاسد به صيد دلم حمله کرد و من ، گر لاغرم وگرنه شکار غضنفرم اي عاشقان روي تو از ذره بيشتر ، من کي رسم به وصل تو کز ذره کمترم بنما به من که منکر حسن رخ تو کيست ، تا ديده اش به گزلک غيرت برآورم بر من فتاد سايه خورشيد سلطنت ، و اکنون فراغت است ز خورشيد خاورم
مقصود از اين معامله بازارتيزي است
،
ني جلوه مي فروشم و ني عشوه مي خرم
تعبیر:
بخت و اقبال با تو همراه است و روزگار روی خوش را به تو نشان می دهد. خداوند را سپاسگزار باش تا نعمات خود را از تو دریغ نکند. به عهد و پیمان خود پایبند و وفادار باش تا حق دوستی را به جای آورده باشی.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 14 مرداد 1405 ، ویژه متولدین شهریور ، غزل حافظ شماره 473
وقت را غنيمت دان آن قدر که بتواني ، حاصل از حيات اي جان اين دم است تا داني کام بخشي گردون عمر در عوض دارد ، جهد کن که از دولت داد عيش بستاني باغبان چو من زين جا بگذرم حرامت باد ، گر به جاي من سروي غير دوست بنشاني زاهد پشيمان را ذوق باده خواهد کشت ، عاقلا مکن کاري کآورد پشيماني محتسب نمي داند اين قدر که صوفي را ، جنس خانگي باشد همچو لعل رماني با دعاي شبخيزان اي شکردهان مستيز ، در پناه يک اسم است خاتم سليماني پند عاشقان بشنو و از در طرب بازآ ، کاين همه نمي ارزد شغل عالم فاني يوسف عزيزم رفت اي برادران رحمي ، کز غمش عجب بينم حال پير کنعاني پيش زاهد از رندي دم مزن که نتوان گفت ، با طبيب نامحرم حال درد پنهاني مي روي و مژگانت خون خلق مي ريزد ، تيز مي روي جانا ترسمت فروماني دل ز ناوک چشمت گوش داشتم ليکن ، ابروي کماندارت مي برد به پيشاني جمع کن به احساني حافظ پريشان را ، اي شکنج گيسويت مجمع پريشاني
گر تو فارغي از ما اي نگار سنگين دل
،
حال خود بخواهم گفت پيش آصف ثاني
تعبیر:
قدر لحظات عمر خود را بدان و آن ها را به راحتی از دست نده. راز خود را با نامحرمان در میان نگذار تا دچار دردسر و حسادت دیگران نشوی. برای رسیدن به هدف باید تلاش کنی. مراقب کارهای خود باش و با تعقل و تفکر و صبر و آرامش کار کن تا با سهل انگاری خود را دچار انحراف و شکست نکنی و پشیمان نشوی.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 14 مرداد 1405 ، ویژه متولدین مهر ، غزل حافظ شماره 315
به غير از آن که بشد دين و دانش از دستم ، بيا بگو که ز عشقت چه طرف بربستم اگر چه خرمن عمرم غم تو داد به باد ، به خاک پاي عزيزت که عهد نشکستم چو ذره گر چه حقيرم ببين به دولت عشق ، که در هواي رخت چون به مهر پيوستم بيار باده که عمريست تا من از سر امن ، به کنج عافيت از بهر عيش ننشستم اگر ز مردم هشياري اي نصيحتگو ، سخن به خاک ميفکن چرا که من مستم چگونه سر ز خجالت برآورم بر دوست ، که خدمتي به سزا برنيامد از دستم
بسوخت حافظ و آن يار دلنواز نگفت
،
که مرهمي بفرستم که خاطرش خستم
تعبیر:
به عهد و پیمان خود پایبند هستی و این بهترین محک برای صداقت و ایمان تو است. اگرچه امروز خود را مغبون می بینی اما در آینده به سعادت و نیکبختی خواهی رسید.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 14 مرداد 1405 ، ویژه متولدین آبان ، غزل حافظ شماره 154
راهي بزن که آهي بر ساز آن توان زد ، شعري بخوان که با او رطل گران توان زد بر آستان جانان گر سر توان نهادن ، گلبانگ سربلندي بر آسمان توان زد قد خميده ما سهلت نمايد اما ، بر چشم دشمنان تير از اين کمان توان زد در خانقه نگنجد اسرار عشقبازي ، جام مي مغانه هم با مغان توان زد درويش را نباشد برگ سراي سلطان ، ماييم و کهنه دلقي کآتش در آن توان زد اهل نظر دو عالم در يک نظر ببازند ، عشق است و داو اول بر نقد جان توان زد گر دولت وصالت خواهد دري گشودن ، سرها بدين تخيل بر آستان توان زد عشق و شباب و رندي مجموعه مراد است ، چون جمع شد معاني گوي بيان توان زد شد رهزن سلامت زلف تو وين عجب نيست ، گر راه زن تو باشي صد کاروان توان زد
حافظ به حق قرآن کز شيد و زرق بازآي
،
باشد که گوي عيشي در اين جهان توان زد
تعبیر:
کبر و غرور و ریا را از خود دور کن. به آرزوهایت خواهی رسید زیرا قدرت و توانایی لازم را داری. فقط باید همت و اراده داشته باشی. در بند مادیات نباش زیرا دائمی و همیشگی نیستند.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 14 مرداد 1405 ، ویژه متولدین آذر ، غزل حافظ شماره 295
سحر به بوي گلستان دمي شدم در باغ ، که تا چو بلبل بي دل کنم علاج دماغ به جلوه گل سوري نگاه مي کردم ، که بود در شب تيره به روشني چو چراغ چنان به حسن و جواني خويشتن مغرور ، که داشت از دل بلبل هزار گونه فراغ گشاده نرگس رعنا ز حسرت آب از چشم ، نهاده لاله ز سودا به جان و دل صد داغ زبان کشيده چو تيغي به سرزنش سوسن ، دهان گشاده شقايق چو مردم ايغاغ يکي چو باده پرستان صراحي اندر دست ، يکي چو ساقي مستان به کف گرفته اياغ
نشاط و عيش و جواني چو گل غنيمت دان
،
که حافظا نبود بر رسول غير بلاغ
تعبیر:
غرور و تکبر را رها کن. دوره ی حسن و جوانی به زودی به سر خواهد آمد، بنابراین قدر لحظات خود را بدان تا دچار ندامت و پشیمانی نشوی. عاقبت اندیش باش و در زندگی تندروی نکن. از افراط و تفریط بپرهیز.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 14 مرداد 1405 ، ویژه متولدین دی ، غزل حافظ شماره 372
بگذار تا ز شارع ميخانه بگذريم ، کز بهر جرعه اي همه محتاج اين دريم روز نخست چون دم رندي زديم و عشق ، شرط آن بود که جز ره آن شيوه نسپريم جايي که تخت و مسند جم مي رود به باد ، گر غم خوريم خوش نبود به که مي خوريم تا بو که دست در کمر او توان زدن ، در خون دل نشسته چو ياقوت احمريم واعظ مکن نصيحت شوريدگان که ما ، با خاک کوي دوست به فردوس ننگريم چون صوفيان به حالت و رقصند مقتدا ، ما نيز هم به شعبده دستي برآوريم از جرعه تو خاک زمين در و لعل يافت ، بيچاره ما که پيش تو از خاک کمتريم
حافظ چو ره به کنگره کاخ وصل نيست
،
با خاک آستانه اين در به سر بريم
تعبیر:
با نشستن و دست روی دست گذاشتن، نتیجه ای حاصل نمی شود. بهتر است که به تلاش های خود ادامه بدهی. روزگار را سخت نگیر و خوش باش. قناعت بهترین داروی هر دردی است.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 14 مرداد 1405 ، ویژه متولدین بهمن ، غزل حافظ شماره 88
شنيده ام سخني خوش که پير کنعان گفت ، فراق يار نه آن مي کند که بتوان گفت حديث هول قيامت که گفت واعظ شهر ، کنايتيست که از روزگار هجران گفت نشان يار سفرکرده از که پرسم باز ، که هر چه گفت بريد صبا پريشان گفت فغان که آن مه نامهربان مهرگسل ، به ترک صحبت ياران خود چه آسان گفت من و مقام رضا بعد از اين و شکر رقيب ، که دل به درد تو خو کرد و ترک درمان گفت غم کهن به مي سالخورده دفع کنيد ، که تخم خوشدلي اين است پير دهقان گفت گره به باد مزن گر چه بر مراد رود ، که اين سخن به مثل باد با سليمان گفت به مهلتي که سپهرت دهد ز راه مرو ، تو را که گفت که اين زال ترک دستان گفت مزن ز چون و چرا دم که بنده مقبل ، قبول کرد به جان هر سخن که جانان گفت
که گفت حافظ از انديشه تو آمد باز
،
من اين نگفته ام آن کس که گفت بهتان گفت
تعبیر:
عزیزی را از دست داده ای. هدف و آرزوی خود را گم کرده ای. بیهوده غمگین نباش و واقعیت ها را بپذیر و به آنچه داری رضایت بده و قانع باش. اسیر احساسات خود نباش که نتیجه ای ندارد.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 14 مرداد 1405 ، ویژه متولدین اسفند ، غزل حافظ شماره 299
اگر شراب خوري جرعه اي فشان بر خاک ، از آن گناه که نفعي رسد به غير چه باک برو به هر چه تو داري بخور دريغ مخور ، که بي دريغ زند روزگار تيغ هلاک به خاک پاي تو اي سرو نازپرور من ، که روز واقعه پا وامگيرم از سر خاک چه دوزخي چه بهشتي چه آدمي چه پري ، به مذهب همه کفر طريقت است امساک مهندس فلکي راه دير شش جهتي ، چنان ببست که ره نيست زير دير مغاک فريب دختر رز طرفه مي زند ره عقل ، مباد تا به قيامت خراب طارم تاک
به راه ميکده حافظ خوش از جهان رفتي
،
دعاي اهل دلت باد مونس دل پاک
تعبیر:
در زندگی، تکرو و منزوی نباش. در زندگی اجتماعی به وجود دوستان و همراهان نیاز خواهی داشت. به دیگران کمک کن تا در صورت نیاز به یاری تو بشتابند. از زندگی لذت ببر و خود را گرفتار غم های بیهوده نکن.